زندگی آمدن و رفتن هاست....!
زندگی
می گذرد
و مرا تو را
و حتی همه را
با خودش می برد
به کجا
من نمی دانم
اما می خواهم
به خدا ختم شود
او فقط می گذرد
می داند
آغاز از ما بود
اما پایانش به کجاست؟
و تو خود می دانی
که باید
پایانش
دردست های ما باشد
دوست ندارم
که خودم را
بر باد
یا به جریان رودها
بسپارم
دوست دارم که خودم
با همین پا
قدم در آن بگذارم!
و اجازه ندهم
او قدم بگذارد
بر دامن این دل
و مرا با خود
آنجا که خودش دوست دارد ببرد
من خودم را
به خدا
می سپارم
وپایانش را به آنجا
که دوست دارم ختم می کنم
به امید خودش
هدفم هرچند سخت
بازهم با محبت های خدا
آسان است!
و به او می رسم
اگر خود خواهم
و اجازه ندهم
زندگی ..
با من اینطور رفتار کند
زندگی آمدن و رفتن هاست
پس چه بهتر آغازش از ما
و پایانش به خدا ختم شود![]()
![]()
![]()

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه اشک ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته در انتظار جمعه ام
دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی
برای ظهور ش صلواتی بفرست!![]()
صدایش کن!![]()
بگو آقا کجایی![]()
مردیم از این جدایی

بدون شرح............................................................................................

.............................................................................................................

..................................................................................................................

می دانم بر می گردم.....!
به نام او که مرا دوست داشتن آموخت...!
خدایا درها را بسته می بینم
امروز سراغ هزاران در رفتم
اما هیچ کدام باز نشد
می دانم ..
این بدین دلیل است
که خود را گم کرده ام
نمی دانم کجا هستم
و چگونه زیستن زیباست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
به دنبالت می گردم
می دانم همین جایی
می خواهم با تو باشم
می خواهم پیدا شوم
تا بتوانم
تو را بیابم.........!
باید بروم
باید فکر کنم
و پیدا شوم
و بدانم چرا
یکی به من گفت
هنوز بچه ای!
تا بزرگی را ه هاست نه تنها یک راه!
باید بدانم
چی شد که
کوچک دیده شدم
اما می دانم
می دانم که برمی گردم
!!!!!!!!!!
منتظرم باش!
هرکی این مطلب را خوند مطلب پائینی را هم بخونه /نخونده نرین ها/ همینطور بی نظر
دلنواز ترین کلام زندگی....!
به نام او که بهترین آموزگار زندگی است........!
آری وقت تنگ است
برای یک دم مهربان تر بودن
با خویش و خویشان....
کاری که با چشمان و زبان تو به نتیجه می رسد
با محاسبه و ارقام و بسیار بیگانه است.....
"تو را دوست دارم" سر مشق عشاق بی دلیل است
باور کن..
آنان برای حضورت لحظه شماری و برای به پایان نرسیدن زمان دیدار
به عدد اشک های شان خدا را قسم می دهند...
آری همان ها که اراده دستان تو را دعا می کنند وبرای
بهتر دیدن هدفت، با سر انگشتان نورانی شان گرد راه را از شانه ات پاک
می کنند..
آنان رویایی نیستند...
آنان عین واقعیتند ، و بلندای تو در چشمان شان کوچک نمی نشیند..
به هر لبخندت، پاسخی شجاعانه می دهند و کسی
مردم چشم شان رابه شورش روبه روی خود نمی بندند..
آنان آزادی گم شده تو را، در یک طلوع بی هیاهو
به گرمای قلب پر هیاهوی تو خواهند بخشید ودر کنارت
می مانند ، تا با سپاسی عمیق، خدا را در وجودشان ببینی ..
هر آنچه را به سوال بگویی، به مهر پاسخ می گویند
اگر لذت زندگی را بر خود حرام کرده باشی ، سفره ی بخشش می گسترانند
نان حلال عشق را قوت وجودت می کنند
برای آنچه می دانی و نمی توانی بدست آری
و آنچه داری و از آن بی نیازی، تو را در لوای حمایت الهی
همراهی می کنند..
آنان نه پر سخن و لاف می زنند و نه عبوس وزبان تلخ..
برای همه چیز هایی که داری و هر آنچه که بدست می آری
تو را به نماز شکر دعوت می کنند
گل سرخ را می بینند، زیبایی را می شناسند
اما چشم مقایسه گر ندارند و تو را
نیلوفری هم چون بقیه ی عزیزان بر برکه هستی رقصان می بینند..
مجبورت نمی کنند ، از یادت نمی برند
و نمی گویند غیر این باش..
هر کاری کنی دوست تو باقی خواهند ماند
نه رهزن جا ه و مقام در سر راه تو ..
آری وقت تنگ است
دریاب که اینگونه دوستان کمیاب
چه اندک اند در روی زمین..
چه مهربانی تو که مرا دوست می داری..
و خدا را شکر هر دم از رقم اندکمان کاسته می شود..
و این بدان معناست که " دوستت دارم"
دل نواز ترین کلام زندگی است...
آناهیتا مافی/ برگرفته از مجله موفقییت

بوی ماه عشق می آید.....!
به نام تو ای خالق هستی که تمام هستی ام تو هستی...!
لحظه به لحظه
به آن نزدیک می شوم
و بالهای شکسته ام را
چه شتابان می بندم
و چه محکم
تا اینبار نشکند
می خواهم اینبار
خوب تر پرواز کنم
بهتر از دیروز ها
و ماه های پیش
وسال های پیش
فردا نزدیک است
و من نگران
به آسمان می نگرم
تا خودم ببینم ماه را
و مطمئن شوم
وقت پرواز است
تا به هنگام
بال بال بال بزنم
و به سو ی تو پرواز کنم
منتظرت هستم
ای ماه
بیش از این دیر مکن
من و سخت می آزارد
انتظار آمدنت...!
می دانم می آیی
و مرا می رهی از لحظه های سخت انتظار
بال هایم را امتحان می کنم
می دانم
بازهم می توانم
پرواز کنم
فردا نزدیک است
لحظه ی پروازم
خوب می دانم
در راه است
ومن
بال بال بال می زنم....! ![]()
![]()
![]()

حلول ماه مبارک رمضان بر تو دوست خوبم مبارک!
امیدوارم یکی از بهترین ماه رمضان های عمرت را پشت سر بگذاری...!
یادت نره یک موقع من را فراموش بکنی...!
برام دعا کن....!![]()
برای تمام آدم ها دعا کن...!![]()
التماس دعا![]()
حسادت یک بیماریست!!!!!!!!!!
بسم رب الناس
امام صادق (ع) فرموده اند:
اللّهم اِجعَل ما یُلقی الشَیطانَ فی رُوعی مِن التََّمَنِّی وَالتّطَنِّی وَالحَسَدِ ذِکراً لِعَظَمَتِکَ وَتَفَکُّراً فی قُدرَتِکَ وَ تَدبیراً عَلی عَدُوِّکَ
خدایا آنچه شیطان در دل من می اندازد از آرزوی باطل و گمان ناروا و حسد بردن، آنها را از دلم بزدای و به جای آن یاد کردن بزرگی تو و اندیشه ی توانایی تو و تدبیر بر ضد دشمنت مبدّل گردان !
صحیفه ی سجادیه، دعای 20
حسد چیست؟؟؟؟![]()
حسد یک بیماری کشنده ی روانی و بدترین رزایل اخلاقی و خبیث ترین آنهاست . بلایی است خانمان سوز و فتنه ای است آتش افروز و خراب کننده ی دین ودنیا و آخرت، که بسیاری گرفتار آن هستند و کم تر کسی می توان یافت که از آن پیراسته باشد.
و اینجوریه که حسادت بدترین بیماری است که خیلی هم همه گیر است![]()
البته گمان کنم تو خانوم ها بیشتر باشه ولی اگه آقایون گرفتارش بشند دیگه آب بیار حوض پر کن باز خدا خیر بده خانوم ها راکه گاهی کوتاه می یان آقایون دیگه هیچی بیچاره ات می کنند!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه می خواین بیشتر در مورد این بیماری بدونید به ادامه ی مطلب مراجعه کنید امیدوارم براتون جالب باشه!!

خوشا مانند یک پروانه بودن
به دور شمع بال و پر گشودن
خوشا آن لحظه ی خوب رهایی
به شادی شعر آزادی سرودن
مهدی بیدقدار
ادامه مطلب
غذا و استرس...
بسم رب النور
سلام دوستان![]()
تا حالا شده وقتی می روید سینما دقت کنید ببینید چرا بعضی آدم ها وقتی فیلم هیجانی می شود اگه دارند چیزی می خورند به سرعت خوردنشون می افزایند وبیشتر می خورند؟؟؟؟؟؟!!!!
من خودم جزو این دسته آدم هام که وقتی دچار هیجان یا استرس می شوم بیشتر از بقیه مواقع می خورم و همینطور تند تر از همیشه غذا یا هر خوردنی دیگری را می خورم!
توی ایم آپ می خواهم در مورد این مطلب براتون بگم که چه رابطه ای بین هیجان ، استرس و خوردن بیش از حد وجود داره!
غذا در بسیاری از موارد به عنوان یک آرامش بخش استفاده می شود و رابطه ی بین غذا و احساسات ما به طور انکار ناپذیری قوی وقدرتمند است!
خوردن بی شک روشی برای رسیدن به آرامش است زیرا وقتی غذا وارد معده می شود به انسان احساس آرامش دست می دهد!
و همینطور جالب است بدانید:
در شرایطی که شما احساس استرس می کنید مواد معدنی منیزیوم ،کروم،مس،آهن و روی در بدنتان کاهش می یابدو همینطور چهار ویتامین آ ، ئی ، ث و ب کمپلکس بر اثر استرس در بدن تحلیل می رود!
واینگونه است که رابطه ی غذا خوردن نه تنها با جسم مااست بلکه نیازهای روحی ما را نیز برطرف می کند
به اعتقاد متخصصان توجه به موارد زیر می تواند برانگیختگی بدن نسبت به استرس را به حداقل برساندو عملکرد مطلوب را سبب گردد:
1_از برنامه ی غذایی متعادل پیروی کنید( نه کم بخور نه زیاد از همه چیز هم بخور)
2_صبحانه کامل بخورید و میان وعده های غذا ساعات یکنواختی در نظر بگیرید
3_ مصرف کافئین و قند وشکر را به حداقل برسانید( محض اطلاع آدم هایی که عاشق قهوه با شکر هستند یا چای های روزانه شون ترک نمی شود)
4_غذایی مصرف کنید که به اندازه ی کافی مواد معدنی و ویتامین داشته باشد وبتواند در برابر استرس به شما کمک کند!
برای همینه که می گویند وقتی غذا می خورید تلویزیون نگاه نکنید زیرا این کار باعث پرخوری شما می شود
امیدوارم اگر آدم استرسی هستید از روش های غذایی بالا برای جلوگیری از استرس خود استفاده کنید
البته نکته و حرف در مورد این مبحث زیاد است ولی اینهایی که گفتم خلاصه ای از این نکات مهم است که امیدوارم براتون جالب باشد
امیدوارم موفق باشی!![]()
![]()
![]()
برگرفته از کتاب مدیریت استرس نوشته دکتر برایان لوک سی وارد
خداوندا خدایا!!!
به جاده می نگرم
تا بدانم به کجا می روم
و جاده ی عشق کدام سوست
همراهم باش
دستم را بگیر
تا راه را گم نکم
وبه جایی بروم
که تو در آنجایی ! ![]()
![]()
هجرت..
بسم رب کعبه
روشن ترین شب دنیای تاریک من ....،شب پرواز
شب هجرت از تاریکی من به انحنای روشن یک صبح .
هجرت از من به خدا و از خدا به قلب من
شب دل کندن از سرزمینم ، پدرم ، مادرم و دوستانم
شب ...شب رفتن ... دعا... اشک
آه ای آسمان مرا با خود هم رنگ ساز که با بال های زخمی به سوی تو می آیم،
پهنه ی پهناورت را شکافته و مرا در خود جای ده که این بار میهمانی از زمین
به عرش کبریایی ات پر می کشد .
و خداحافظ ای خاک
اینجا مدینه است شهر نور و ستاره ها
این جا همه چیز به گونه ی دیگری است، آسمانش تکه ای از عرش الهی
و زمینش گویی قطعه ای از بهشت ، این جا دل خالی از هر گونه کینه
و خطایی است ، این جا عشق فریاد می زند و کینه نابود می شود
واین جا گویی نوری از خدا بر همه جا سایه افکنده، زمینش از پاکی به
سفیدی ابرهای آسمان است و آسمانش نماد آرامش دریاست.
حال در چارچوب نگاهت این مسجد النبی است که می درخشد و
غم اینجا معنا پیدا می کند.....
واما بقیع
یا علی رفتیم بقیع اما چه سود
هرچه گشتیم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه(س) خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است
فاطمه(س) حلال صد ها مشکل است
....................................................................................
جلوه ی جنت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع
گرچه با چشم و چراغ این آستان بیگانه است
الفتی با مهر و ماه و آسمان دارد بقیع
این مبارک بقعه را حاجت به نور ماه نیست
در دل هر ذره خورشیدی نهان دارد بقیع
شب ک تنها می شود با خلوت روحانی اش
این مدینه انتظار میهمان دار بقیع
شب که تاریک است در بر روی مردم بسته است
زائری چون مهدی صاحب زمان دارد بقیع

سلام سلام
این متن بالا گزینشی بود از کتاب نقطه ی آغاز که توش تیکه هایی از خاطرات
عزیزان عمره گذار بود
منم براتون نوشتم تا دلتون را به مدینه ببرم
اگه دلت رفت مدینه از منم یادی بکن!!!!!!!!!!!!!!!!!
به مطلب پائین هم یک نگاه بنداز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()

