تبليغاتX
زمستان
زمستان
دنیا را آنطور نبین که همه می بینند !!!!!

به نام اوکه هرلحظه دست مهربانش رابر سرم می کشد...!

لب ساحل دریا

همه چیز آرام است

گاه گاهی از دور موجی می بینم

که چه خوش می روید

تا به اینجابرسد

بوسه بر پای زمین بگذارد

باخروش می آید و

غم انگیز است وقتی

دور می شود از ساحل احساس

درکنارساحل می شود پابه روی پاگذاشت

 

گاه گاهی صدای فریادی می آید

ازویلای همسایه

کودکانی که به دور از غم آدم ها

دورهم می گردند

امادختر همسایه

روی نیمکت اینجاست

نگه اش بر دریاست اما

دل وافکارش جای دگریست......!!!!!!!

ابروانش درهم از صدای جیغ کودکان

چشم هایش خیس به دوراز باران

ازلطافت دور است

اگراو واقعاعاشق بود

معنای دریا می دانست

چهره درهم نمی کشید

ازصداای شوق کودکان

زندگی را دوست می داشت

اگراوعاشق بود

حتی اگر تنها بود

دست مهربان خدا رابر سرخود می دید

لبخند می زد ازروی احساس

او اگر عشق بود

 

به سوی دریامیروم آرام

ونمی خواهم دورباشم از مهر

زترس امواج خشک باشم که چه !!

چرابی نصیب بود از عشق؟؟!!

چه هوایی است

آسمان تیره است

باران می بارد

وچه دریاییست طوفانی است

آسمان بی تاب تر

ابرها می غرند

وچه زیبا می بارد باران

چه هوای سردی است

 

پسران همسایه به اتاق باز می گردند

دختر همسایه

ازوجود باران چشم هایش بسته است

آرام بر می خیزد

وپناه می برد از باران

به کاشانه ی خویش

کاش می ماند

پاک و آرام می شد

مهربانی خدارا می دید

عشق خدارا می فهمید

اما او رفت

ازباران گریخت

ازگرمای آتش هم نیز

از قهوه ی داغ

از محبت مادر وقتی

بارانی خیست را می گیرد

ازصدای امواج که پراز همهمه اند

لب ساحل دریا

در هجوم باران

زندگی زیبا بود

پراز احساس بود

من نمی دانم چرا...؟؟

انسانها از آن بگریزند؟؟

آسمان تیره است آبی است

چه هوایی است

چه هوایی است

لب ساحل دریا

زندگی آرام است....!


نوشته شده در تاريخ جمعه 12 تیر1388 توسط زمستانه
به نام او که تنها نوای هستی است!!!!!!!!!

فقط چند لحظه سکوت کن!!

سکوت

توی این سکوت به چی فکر کردی؟

حتما مهم بوده که توی همین چند لحظه از ذهنت گذشت!!!!!!

پس بیشتر به افکارت اهمییت بده!!!

و وقت کافی به خودت واسه سکوت

واسه فکرکردن!!!

آره بیشتر بیاندیش!!!  بیشتر

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 5 تیر1388 توسط زمستانه
به نام او که زیبا ترین است

متولد می شویم

ومی آییم

ومن نمی دانم

دنیا را از آمدنمان چه سود

آیا زمین از تولد انسان خوشحال می شود

!!وآسمان چطور

 هیچ نمی دانم

این آمدن چرا مبارک است؟؟

!! هنوز فلسفه اش را نمی دانم

دنیا را چه می شود ؟؟

 با ما دنیا را چه می شود؟؟

نه

!!!                 خدا را شکر   انگار هنوز می اندیشم

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 خرداد1388 توسط زمستانه
به نام او که راز آدمی را در وجدانش نهاد!!!

 

به غم هایت نیاندیش

به دردهایت نیاندیش

بر و بگذر از عشق

به وجدانت نیاندیش

 

والبته امام علی (ع) می فرمایند:

خوش کمانی(مثبت اندیشی) آرامش دل وسلامت ایمان است

       


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 خرداد1388 توسط زمستانه
 به نام صاحب کوچه دل تنگیم....!

کوله بارم بر دوش

ره گم کرده ی خویش می جویم

ببخشید کوچه ی عشق کدامین طرف است؟؟؟

هرکه باخود سخنی می گوید

یک نفر آرام گفت

"نه انگار دیوانه شده است"

خود شنیدم این سخن را

اومی دانست اما...

هرگز نفهمیدم کوچه ی دل تنگی کدامین طرف است؟؟؟

ببخشید می شود راه مرا

آری راه را گم کردم

کوچه ی عشق کجاست؟؟

یک نفر نیست در این پر پیچ و خم راه

ره گم کرده ی من داند چیست

انگار ره گم کرده من

ره گم کرده ی این آدم هاست

ره گم کرده ی ما..

"آری راه این طرف است

من می دانم"

این را یک نفر گفت جواب

پس خدارا شکر

شما می دانید

نه ره گم کرده من آشناها دارد

خوش به حال همه ی آنها که

ره گم کرده ی من  دانند کجاست

راه می افتم

کوچه پر پیچ و خم است

خدایا نکند گم بشوم

این بار تقصیر من است

ره گم کرده ی من پیداشد

آری این بار من گم شده ام

نه ره ام!

یک نفر پیداشود آری یک روز( آقا جان باشماست!)

که کمک می کند این راه به مقصد برسد

کوله بارم بر دوش

نه در دستم

این بار من بر زمین بنشستم!

روزگاری دیگر راه خود می جویم

آری یک روز می رسم من آنجا

کوچه ی عشق همین نزدیکی است

ماگم شده ایم

ره دل تنگی ماپیداست

ما گم شده ایم

پس خداراشکر

ره گم کرده ی من پیداست

کوچه ی عشق من این

نزدیک هاست!

پس خداراشکر

پیدامی شوم یک روز

وبه دنبال ره عشق به راه می افتم

پس خداراشکر!

                       

       

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 خرداد1388 توسط زمستانه
به نام یکتا ی یکتاجهان!....

دل تنگی هایم رابردار

همه اش را

باخودت ببر

به سفری که می روی

آخر..

این همه دل تنگی دیگر می خواهم

برای چه

وقتی تونیستی دیگر دل تنگ چه کسی بشوم

ببر

همه ی دل تنگی هایم راببر

که دیگر مرا هیچ احتیاجی به هیچ یکشان نیست

وقتی  تونیستی

دیگر دنیایی نیست

وقتی می روی

گویی همه ی هستی راباخود می بری

به فراسوی جهان

جایی که تنهاخوبی می ماند

ومنکه دور می شوم از خوبی ها

روز به روز

پس دگر دنیایی در دستم نیست

وهمه چیزم در دست توست

پس ببر دل تنگی هایم را

که آنان متعلق به تواند

ونمی خواهمشان

که مرادیگر

تاتونیستی

احتیاجی به دل تنگی نیست...!

 

           

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 خرداد1388 توسط زمستانه
به نام خداوند آسمان ها!!!!!!!!!!!

آسمان قاطی است

امروز آفتابی و لحظه ای دیگر بارانی است

جرجربارانش گویی

سالهاست می بارد

امافرداچون نگاهت افتد برآسمان

باخودت گویی انگار

روزگاریست که ندارداشکی

که نداردآهی

آسمان قاطی است انگار

به گمانم اوهم از خیال

شوق دیدار تو این روزها

حال وهوای غریبی دارد

وفراموشش شده که

چه وقت بایدآفتاب باشد و

کی وقت باران است

شاید

روزگاریست پریشان شده است

غم دوری توشایدآسمان را....

آری به گمانم دیگرآسمان

ازغم دوری تو

قاطی است

انگار شاید

دروصف امام زمانم(عج)

              


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 توسط زمستانه
به نام اوکه بهترین پشتیبان است!!!!!!!!!!!!!!

سخت سخت است این دنیا

رنگ بی رنگ است این دنیا

سوختن و ساختن است با دردها

بی تو تاختن است این دنیا

     

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 توسط زمستانه
Blog Skin